تبليغاتX
๑۩۞۩ سوخته دل๑۩۞۩๑
حال سوخته دل را سوخته دل داند×شمع دانست که جان دادن پروانه چیست

lovesun2.blogfa

هوا بوی نم گرفته

دوباره دلم گرفته

صدای گریه بارون

تو خیابون دم گرفته

با نگاهت قلبمو ازم گرفتی

اینم بمونه

با غرورت منو دست کم گرفتی

اینم بمونه

گفتی که قلبتو پس می دم دیونه

اینم بمونه

گفتم این قلب تو پیشت بمونه

اینم بمونه

خواستم عاشقت کنم گفتی محال

اینم بمونه

گفتی که توهم دلت چه خوش خیال

اینم بمونه

من می گفتم شب عشق با این سیاهی

نداره ترسی برام وقتی تو ماهی

تو می گفتی آره من ماهم

ولی تو اومدی آسمونت رو اشتباهی

اینم بمونه...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 22:1  توسط حامد  | 

 

 

گفتی می خواهی تا ابد اسم من بر روی قلبت بماند

 

 

من هم  با خنجری اسم خود را بر روی قلبت حک کردم

 

 

از درد به خو پیچیدی و از من مرهمی خواستی

 

 

لبانم را بر روی زخم قلبت قرار دادم تا مرهمی باشد

 

 

از آن روز لبانم با خون تو رنگین شد

 

 

چه زیبا

 

 

زخم و مرهم در دستان من بود

 

 

این را فهمیدم که مرهم در دست کسی می ماند که زخمی را بر جا میگذارد

 

 

پس بدانید

 

 

 اگر سخاوت مرهم دادن را ندارید زخمی  هم نزنید

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 19:32  توسط حامد  |