تبليغاتX
๑۩۞۩ سوخته دل๑۩۞۩๑
حال سوخته دل را سوخته دل داند×شمع دانست که جان دادن پروانه چیست

بعد از اين عشق به هر عشق جهان مي خندم
هر که آرد سخن از عشق بدان مي خندم
خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است
کارم از گريه گذشته است
بدان مي خندم

_____

پيري ان نيست که بر سر به زند موي سفيد
هر جواني که به دل عشق نداردپير است
انسان زاده رنج است ورنج زاده عشق
 ______
در دنيا خواهش ودر گور پرسش ودر قيامت نالش و در دوزخ سوزش پس کي خواهد بود هنگام
آسايش
 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 23:11  توسط حامد  | 

دستهایت تکیه گاهم بود و نیست

عشق تو پشت و پناهم بود و نیست

حیف!آن وقتی که عاشق شد دلم

چیز سبزی در نگاهم بود و نیست

عشق این سرمایه بازار دل

آب این روی سیاهم بود و نیست

یاد ان ایام مشتاقی بخیر

عاشقی تنها گناهم بود و نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 23:10  توسط حامد  |